مادربزرگم را کشتم چون زندگی پدرومادرم را نابود کرد/ من و خواهرم آواره شدیم
مادربزرگم را کشتم چون زندگی پدرومادرم را نابود کرد/ من و خواهرم آواره شدیم
پسرک هنوز 18 سالش تمام نشده بود اما مشکلات زندگی به اندازه 50 سال بر سرش آوار شده بود. یک روز وقتی هراسان و پریشان احوال دست خواهر کوچکش را گرفت و به خانه خالهاش در شهرستان رفت انگار میخواست دخترک را در غیاب پدر و مادر در جای امنی بسپارد و به سوی سرنوشت نامعلومی راهی شود.
«عامرخان» با یک مسابقه، مشکل آب هزاران روستا را حل کرد/ مدیران و سلبریتیهای ایرانی یاد بگیرند
شنبه 15 آذر 1403
نظرات 0